رابطه مصرف صحیح با آرامش
زهره خواجه پور
حوزه علمیه فاطمیه(سلام الله علیها)
چکیده
مصرف در نگاه دینی، زمینه ای برای دست یابی به کمال و قرب الهی می باشد. و بی شک مصرف صحیح با آرامش دارای رابطه مستقیم می باشد. مصرف صحیح در کنار آرامش روحی و روانی و جسمی مخصوصا آرامش در فضای صمیمی خانواده را به ارمغان می آورد.
یکی از اهداف این تحقیق تثبیت فرهنگ مصرف در خانواده می باشد. در این تحقیق به بایدها و نباید ها و چگونگی تحصیل میانه روی در مصرف پرداخته شده است. این تحقیق در پنج فصل تنظیم شده است: فصل اول کلیات، در فصل دوم به بایدها و نبایدهای مصرف مانند مصارف ممنوع و محدودیت های مصرف می پردازد و در فصل سوم به نقش اعتدال بر آرامش در خانواده که یکی از نقش های اعتدال محبوبیت الهی و … می باشد، می پردازد و در فصل چهارم راهکارهای تقویت مصرف صحیح را بیان می کند و فصل پنجم نتایجی که از تحقیق حاصل شده است را بیان می کند. و در آخر به این نتیجه می رسیم که احکام و آموزه های دینی، تأثیر ملموس و انکار ناپذیر بر رفتار فردی و اجتماعی مردم در امور گوناگون از جمله مقدار و چگونگی مصرف دارد. و پاره ای از اسراف و زیاده روی ها در امر مصرف، ناشی از عدم تبیین یا تبیین ناکافی بلکه تفسیر نادرست برخی از آموزه های دینی می باشد.
واژگان کلیدی: مصرف، آرامش، خانواده، اصلاح، اقتصاد خانواده، اعتدال
فصل اول: کلیات
1ـ بیان مسئله
شناخت مبانی اقتصادی و پرهیز از افراط و تفریط در امور مالی و اقتصادی خانواده از مباحث مهم زندگی می باشد. خداوند متعال در قرآن، برای تأمین آرامش و آسایش جسمی و روحی، انسان را به اصل تعادل در زندگی دعوت می کند. و أکل و شرب را که اساس حیات برای انسان می باشد عنوان کرده و بدین وسیله راه و روش زندگی صحیح را به انسان می آموزد در آنجا که می فرماید:«وَ کُلُوا وَالشرَبُوا و لاتُسرِفُوا.»[1] «بخورید و بیاشامید ولی اسراف و تبذیر مکنید.» این آیه ی شریفه بهترین سرمشق برای خانواده های مسلمان می باشد که راه اعتدال و میانه روی را در پیش بگیرد و از حالت تعادل هرگز پا را فراتر ننهند. و همچنین در آیه «وَاقصِد فی مَشیِکَ وَاغضُض مِن صَوتِکَ اِنَّ اَنکَرَ الاَصواتَ لَصَوتُ الحَمیر»[2]، «و در راه رفتنت میانه رو باش، و از صدایت بکاه که بی تردید ناپسندترین صداها صدای خران است.» به اعتدال و میانه رو بودن اشاره کرده است و اعتدال، شیوۀ خردمندانه در مصارف و مخارج خانواده است و به کارگیری عقل و تدبیر در تنظیم اقتصادی خانواده، ایجاب می کند که افراد اجازه ندهند «هوس» به جای «عقل» بنشیند و صفای زندگی را از میان بر دارد.
2- اهمیت و ضرورت تحقیق
گر چه از نگاه دینی، زندگی حقیقی در سرای آخرت تحقق می یابد ولی باز چگونگی گذران زندگی انسان از جملۀ نحوۀ دخل و خرج او، تأثیر گریز ناپذیری و حتمی بر چگونگی حیات جاودان او در سرای آخرت دارد بر همین اساس است که می توان چگونگی مصرف و هزینه کردن اموال را از مباحث مهم دینی محسوب داشت. سبک زندگی، عاملی تعیین کننده در زندگی انسان هاست. انسان می تواند صرفه جو یا سیری ناپذیر باشد. مهم این است که هر یک از این انتخاب ها، تاثیراتی در زندگی خواهد داشت. متأسفانه مصرف نادرست، که پدیده ای رایج در جامعه ی امروز به شمار می آید، نتیجه ی خارج شدن از اعتدال است و خانواده را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. و از این رو پژوهش پیرامون این موضوع ضرورت علمی و عملی دارد. لذا ضروری است که در این موضوع، تحقیق مبسوطی انجام پذیرد.
3ـ اهداف و فوائد تحقیق
برخی از اهداف و فوائد این تحقیق عبارتند از:
1ـ آشنایی با معیارهای مصرف صحیح.
2ـ تثبیت فرهنگ مصرف صحیح در خانواده.
3ـ بررسی اثرگذاری مصرف صحیح بر آرامش در خانواده.
4ـ بررسی راهکارهای اصلاح الگوی مصرف در خانواده.
4ـ پیشینه ی تحقیق
با توجه به اینکه مصرف صحیح از گرایش های زندگی بشر و از آغاز خلقت بوده و همۀ کتاب های آسمانی و تلاش پیامبران درجهت نشان دادن اهمیت مصرف صحیح بوده است. کتاب های زیادی در این زمینه نوشته شده است و مؤلفان برجسته ای به بررسی این موضوع پرداخته اند از جمله کتاب های تفسیری: کتاب «مجمع البیان» طبرسی، موضوع اعتدال را بیان کرده است، و کتب روایی از جمله: «من لا یحضر الفقیه» نوشته ی شیخ صدوق که به موضوع پرهیز از اسراف پرداخته شده است.
در عصر معاصر نیز کتاب هایی نوشته شده است که به موضوع مصرف پرداخته اند از جمله:
کتاب اسلام و الگوی مصرف، نویسنده دکتر علی اکبر کلانتری، که در بخش نخست به چیستی مصرف و ضرورت مصرف و اعتدال پرداخته است.
کتاب الگوی مصرف در آموزه های اسلامی، نوسنده جواد ایروانی که به بحث پیرامون اصلاح الگوی مصرف پرداخته است.
و کتاب اقتصاد و میانه روی در قرآن، نوشته ی محمد حسین خواجه، کتاب فرهنگ تولید و مصرف در اسلام نوشته ی سید احمد دیباجی، و همچنین مقاله های زیادی به این موضوع پرداخته است. اگر چه دراین زمینه مطالبی وجود دارد اما محقق سعی دارد در خصوص رابطه ی مصرف صحیح با آرامش در خانواده به تحقیقی مستقل بپردازد.
5ـ سؤال های تحقیق
سؤال اصلی
1ـ چه رابطه ای میان مصرف صحیح و آرامش وجود دارد؟
سؤالات فرعی
1ـ چه محدودیت هایی برای مصرف وجود دارد؟
2- نقش اعتدال بر آرامش در خانواده چیست؟
3- آسیب های مصرف زدگی در خانواده چیست؟
4- چه راهکارهایی برای بدست آوردن و استواری مصرف صحیح وجود دارد؟
6ـ فرضیه های تحقیق
1ـ یکی از علل فقر، مصرف نادرست است.
2ـ اعتدال و میانه روی یک شرط اساسی برای حفظ آرامش روانی است و اجازه نمی دهد «هوس» جای «عقل» را بگیرد.
3- نحوۀ گذراندن زندگی دنیایی انسان تأثیرگریزناپذیری بر چگونگی حیات جاودان او در سرای آخرت دارد.
7ـ روش تحقیق
روش جمع آوری اطلاعات در این تحقیق، روشی کتابخانه ای - توصیفی است.
فصل دوم:
بایدها و نبایدهای مصرف
چیستی مصرف
مصرف که واژه ای است عربی و از آن در زبان فارسی، به هزینه و در زبان انگلیسی به Consumpticn و Consume تعبیر می شود، مصرف مصدر میمی و اسم زمان و مکان است. از این رو باید آن را به معنای خرج کردن، و زمان و مکان خرج نمودن دانست، ولی عرب زبانان برای رساندن این مقصود، بیشتر از تعبیر «استهلاک» استفاده می کنند.
در اصطلاح اقتصادی، مصرف عبارت است از ارزش پولی کالاها و خدماتی که توسط افراد خریداری و تهیه می شود. برخی دیگر برای تعیین مقوله ی مصرف گفته اند: ثروت، منبع درآمد است و درآمد خالص (درآمد منهای استهلاک) به دو منظور استفاده می شود. بخشی از آن، به انباشتن ثروت و پس انداز اختصاص می یابد و بخش دیگر، صرف تحصیل لذت می شود. آن قسمت از درآمد که صرف به دست آوردن لذّت می گردد، مصرف نامیده می شود.[3]
باید دانست که مصرف به معنای تبدیل کردن پول برای برآورده کردن نیاز ها می باشد،نیاز ها به دوقسم خوراکی و غیر خوراکی تقسیم میشود.
خوراکی ها مانند: غذا ، میوه ، سبزیجات ، گوشت ، نان ها و…..
و غیر خوراکی ها مانند: کالاها ، مسکن ، لباس، حمل و نقل و…..
ضرورت نگاه دینی به مصرف
از نگاه دین باوران، چون خداوند علیم و حکیم، آفریدگار بشر است، پس نسبت به ساختار وجودی و مصالح و مفاسد معیشتی و نیازهای حقیقی او در ابعاد گوناگون مادی و معنوی علم کامل و اشراف تمام دارد و همة بایدها و نبایدها و احکامی که از او به عنوان «شارع» صادر شده است، مبتنی بر این حقیقت است.[4]
ابعاد مادی و معنوی انسان، هر یک منشأ پیدایش نیازهایی است که در آموزه های واقع گرایانه و فطرتْ مدار اسلام، توجه فراوان شده است. نیازهای مادی انسان همچون خوراک، پوشاک و مسکن، جنبه ی عمومی دارد و استثنا پذیری نیست، حتی پیامبران و اولیای الهی نیز که در اوج معنویت و ملکوت بوده اند، به طور طبیعی، به امکانات مادی نیاز داشته اند. قرآن کریم، در آیات متعدّد این پندار را که «پیامبران همچون فرشتگان، نباید بر امور مادی، میل و نیازی داشته باشند» نادرست شمرده و نیاز آنان را به غذا، رفتن به بازار و تهیه ی وسایل زندگی، طبیعی و عمومی دانسته است:«إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ يَمْشُونَ فِيالْأَسْواقِ»[5]«و ما پیش از تو پیامبران [خود] را نفرستادیم جز اینکه آنان [نیز] غذا می خوردند و در بازارها راه می رفتند.»
بر این اساس، قرآن کریم به گونه ی مستقیم یا غیر مستقیم، هدف را تجویز نموده و تحریم اعتقادی یا عملی نعمت های مباح را سخت نکوهیده است، بدین گونه که از یک سو در آیات متعدد، تمام نعمت ها و امکانات هستی را در خدمت بشر می داند و تصرف انسان را در آن و استفاده ی وی را جز در اموری خاص، مجاز شمرده است و اصل را بر اباحه و حلیت مصرف می نهد.[6]
از سوی دیگر، با ترغیب به استفاده از نعمت های مباح، تحریم آن را بدعت و تشریع می داند و خودداری از مصرف آن را سرزنش می کند:« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّه الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِه وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْق قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَة»[7]«بگو: زیورهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و [نیز] روزی های پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده است؟ بگو: این [نعمت ها] در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند و روز قیامت [نیز] خاص آنان می باشد.»
با وجود این، برخلاف مکاتب رایج اقتصادی، مصرف از دیدگاه اسلام، هدف نهایی نیست، بلکه هدفی میانی است و مقدمه ای برای اهداف والاتر که می باید در چارچوب معیارهای ارزشی و با رعایت محدودیت های خاصی انجام گیرد که در ادامه به آن می پردازیم.[8]
اهداف و انگیزه های مصرف
در اقتصاد سرمایه داری، هدف نهایی از مصرف، افزایش مطلوبیت است. مطلوبیت، به معنای فایده و رضایت خاطری است که انسان از مصرف کالا یا خدمات، به دست می آورد.[9]در این دیدگاه، سعادت آدمی در به دست آوردن بیشترین لذّت است و لذّت نیز ـ با وجود اختلاف در مفهوم و مصداق آن ـ بیشتر منحصر به لذات مادی است.
بر پایه ی این دیدگاه، گرایشهای مادی و امیال نفسانی، فراتر از نیازهای متعادل جسمی و روحی انسان است و نیازهای کاذب و افراطی را در بر می گیرد. در این نگرش، آدمی در طول زندگی، تنها یک وظیفه و هدف دارد و آن، جست و جوی بالاترین لذّت ممکن است، و بدین سان، آرمان نهایی تمام محاسبات و رفتارهای اقتصادی، کسب بیشترین لذت می باشد.
اگر چه مکتب اسلام در پی فراهم سازی زمینه ی سعادت و خوشبختی فرد و جامعه است، ولی سعادت را منحصر در افزایش لذت ناشی از مصرف کالا و خدمات نمی داند. در این دیدگاه، انسان دارای دو بعد جسم و روح و به دنبال آن، نیازها و لذّات روحی و جسمی است؛ بعد زمانی او، به گستره ی ابدیت است و کمال نهایی و سعادت حقیقی اش، در تقرب به خدا؛ در قرآن کریم، واژگانی همچون «فوز»، «فلاح» و «سعادت» که مفهوم خوشبختی راستین آدمی را بیان می کند، همگی ناظر به چنین مفهوم بلندی است و تحقق آن، بسته به توان و شکوفایی استعدادهای درونی برای تقرب به خدا است. قرآن کریم، برای دست یابی به هدف نهایی یاد شده، اهداف میانی، و به تعبیر بهتر، راهکارهای تحقق هدف نهایی و رسیدن به کمال مطلوب را یادآور شده است؛ بدین گونه که غالباً در کنار امر به مصرف و تصرف در نعمت ها، دستوراتی را ارائه فرموده است که هدف از مصرف را روشن می سازد. این دستورات عبارت است از:
1ـ مصرف همراه با پارسایی: برای تکامل و تقرب به حق، نخستین گام، ترک نافرمانی خدا و دوری جستن از گناهان است. از این رو، تصرف در نعمت ها باید همراه با پارسایی و ترک گناه باشد «وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ»[10]«و از آنچه خداوند روزی شما گردانیده، حلال و پاکیزه را بخورید و از خدا پروا دارید.»
2ـ مصرف همراه با عمل صالح: قرآن کریم این نکته را یادآور می شود که مصرف، باید مقدمه ی انجام کارهای شایسته باشد:«يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً»[11]«ای پیامبران! از چیزهای پاکیزه بخورید . کار شایسته انجام دهید.».
3ـ مصرف همراه با شکر: نتیجه ی دو مورد اول (ترک گناه و عمل صالح) در شکر نمود می یابد، چرا که شکر به مفهوم گسترده اش، به کارگیری نعمت ها در مسیر هدف آفرینش آن هاست:«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ» [12] «ای کسانی که ایمان آورده اید، از نعمت های پاکیزه ای که روزی شما کردیم بخورید و خدا را شکر کنید.»
4ـ مصرف همراه با ادای حقوق: از مصادیق بارز شکر عملی، پرداخت حقوق مالی و از جمله حق فقیران است:«كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا»[13] «از میوه ی آن ـ چون ثمر داد ـ بخورید، و حق [بینوایان از] آن را روز بهره برداری از آن بدهید، و زیاده روی مکنید.»
نکته ی پایانی این بحث آن است که اهداف والایی که اسلام برای مصرف ارائه کرده است، موجب شکل گیری انگیزه های مثبت در نظر مصرف کننده ی مسلمانان می شود به گونه ای که مصرف هر گونه کالا و استفاده از هر خدمتی را به انگیزه ی رضایت الهی و نیل به پاداش و قرب او انجام می دهد.
رسول خدا (صلی الله علیه و اله) در این باره می فرمایند:
«لیکن لک فی کلّ شیء نیّه حتّی فی النوم والأکل» ؛[14]
«باید که تو را در هر چیز حتی در خواب و خوراک، نیّتی [شایسته] باشد.»
در مقابل اهداف مثبت یاد شده، انگیزه های منفی در مصرف، همچون فخر فروشی، خودنمایی، هم چشمی و شهوت خواهی است که هر چند ممکن است منع شرعی نداشته باشد، بی گمان برخلاف ارزش های دینی بوده و در قرآن و روایات، نکوهیده است.
اهداف اسلام در مصرف، وجود محدودیت هایی را در استفاده از کالاها و خدمات وجب می گردد و رعایت چارچوب ارزشی خاصی را الزامی می کند. از این رو، شایسته است به محدودیت های مهم مصرف از دیدگاه اسلام، اشاره کنیم. [15]
مصارف ممنوع
از آن جایی که مصرف از دیدگاه اسلام، مقدمه و ابزاری است برای نیل به سعادت حقیقی و کمال مطلوب؛ بر این اساس، مصرف کالاها و خدماتی که آدمی را از رسیدن به مقصد و هدف نهایی باز می دارد ممنوع است. از این رو، در آیین والای اسلام، مصرف برخی کالاها به طور کلی یا در شرایط خاص ممنوع است و می بایست در تعیین الگوی مصرف، به آن توجه کرد. تفصیل مطالب دربارۀ این موضوع، در علم فقه بررسی می شود، ولی به دلیل اهمیت و تأثیر تعیین کنندۀ آن در الگوی مصرف، اشاره به آن مناسب می نماید. کالاها و خدمات مصرفی ممنوع را می توان در سه دسته جای داد: [16]
الف: مصرف مطلق برخی کالاها ممنوع است، بدین معنا که برای همۀ افراد و در هر زمان و مکان، حرام می باشد و مصرف آن – جز در اموری استثنایی همچون اضطرار – روا نیست. ممنوعیت مصرف شراب، خون، مردار، پوشیدن لباس حریر خالص برای مردان، گوشت خوک و حیوانات حلال گوشتی که ذبح شرعی نشده است، از چیزهایی است که در قرآن کریم تصریح شده است.[17]
برخی آیات قرآن، معیارها و ملاک های اباحه و تحریم پاره ای کالاها را نیز بیان کرده است، خبیث[18]و پلید[19]بودن، ایجاد دشمنی، کینه توزی و غفلت،[20] معیارهایی برای ممنوعیت برخی کالاها یاد شده است.[21]
ب: مصرف اموال و کالاهای دیگران بدون رضایت آنان، گونۀ دیگری از ممنوعیت مصرف در اسلام است. قرآن کریم، با طرح عنوان کلی «اکل مال به باطل»[22] و نهی از آن، هرگونه مصرف و تصرفی را که از راه های غیر مشروع همچون تقلب، اختلاس، ربا، قمار، غصب، استثمار و مانند آن باشد، ممنوع ساخته است.
ج: مصرف پاره ای کالاها در شرایط زمانی و مکانی خاصی ممنوع است. برای نمونه، خوردن و آشامیدن در حال روزه،[23] صید برخی حیوانات صحرایی[24] و پوشیدن برخی لباس ها در حال احرام از آن جمله است.
محدودیت های مصرف
افزون بر بحث مصارف ممنوع ـ که معمولاً ناظر بر نوع کالاها و خدمات است ـ اسلام از جهت کمی و کیفی نیز ضوابطی را برای مصرف در نظر گرفته که مهم ترین آن ها عباتند از:[25]
1ـ رعایت درآمد
اسلام به مصرف کننده ی مسلمان سفارش می کند که متناسب با درآمد خویش مصرف کند که با انباشت قرض و بدهی مواجه نشود. در روایتی از حضرت علی (علیه السلام) می خوانیم که فرمود:«اِیَّاکُمْ وَ الَّدیْنَ فَإِنَّهُ هَمُّ بِالَّیْلِ وَ ذُلُّ بِالنَّهارِ»[26]؛ «از اینکه خود را مقروض کنید، بپرهیزید که قرض غم و غصّه ی شب و ذلت و حقارت روز است.»؛ البته این در صورتی است که درآمد فرد برای تأمین نیازهای زندگی کافی باشد وگرنه می تواند به امید گشایشی در آینده قرض و مصرف کند.
2ـ رعایت حقوق جامعه
از نظر اسلام، عامل دیگری که در تنظیم الگوی مصرف مسلمانان نقش دارد، وضعیت رفاهی عموم مردم است. اگر همه ی مسلمانان از رفاه نسبی و قابل قبولی برخوردار باشند، داشتن زندگی با رفاه، البته پایین تر از حدّ اسراف نه تنها مجاز است، بلکه امری نیکو و پسندیده به شمار می رود؛ اما اگر مردم، مشکلات اقتصادی داشته و با فقر مواجه بودند، داشتن زندگی بدتر نسبت به آنان مذموم و ناپسند است. در حدیثی، با این مضمون آمده است که «سفیان ثوری در مسجد الحرام راه می رفت و چشمش به امام صادق (علیه السلام) افتاد که لباس های فاخری بر تن دارند. به حضرت نزدیک شد و گفت: ای فرزند رسول خدا! قسم به خدا، نه رسول الله و نه علی و نه هیچ یک از پدرانت مانند این لباس نمی پوشند! امام فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در زمان تنگنا و سختی بود و حضرت، متناسب با آن وضعیت از نعمت های دنیا بهره می گرفت؛ اما پس از آن رو به فراوانی نهاد و سزاوارترین افراد برای استفاده از دنیا نیکان آن هستند. بعد این آیه را تلاوت فرمودند که: ای پیامبر! بگو: چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده و روزی های پاکیزه را حرام کرده است؟ سپس فرمود: سزاوارترینِ افراد برای استفاده از نعمت های خدا ما هستیم…»[27]
فصل سوم:
نقش اعتدال بر آرامش در خانواده
اصل اعتدال
از معیارها و ارزش های مهم اسلامی در تمام ابعاد زندگی و از جمله مصرف، اصل اعتدال است. این اصل که آموزه های دینی بر آن تأکید کرده، از سوی خرد و فطرت آدمی مهر تأیید خورده است؛ چرا که ساماندهی و استواری جسم و جان و روح آدمی و امور فردی و اجتماعی و خانوادگی او مرهون رعایت همین اصل است.
افزون بر آن، اهمیت رعایت میانه روی در مصرف از آنجاست که از یک سو نیازهای انسان متنوع است و به دلیل محدودیت ها، نمی تواند تمام آن را به بیشترین مقدار برآورده سازد. از این رو باید نیازهای گوناگون در نظر گرفته شود و در حدّ اعتدال به آن رسیدگی گردد. از سوی دیگر، بیشتر امکانات و منابع مادی، محدود است و زیاده روی گروهی در مصرف، محرومیت دیگران را به همراه خواهد داشت. از جنبه ی دیگر، سلامت و نشاط انسان و پرداختن به ابعاد دیگر زندگی به ویژه امور معنوی، نیازمند مصرف معتدلانه است.
از این رو، بیهوده نیست که در آموزه های دینی، به اصل اعتدال بیش از اصول دیگر «از قبیل: اصل نیاز و اصل معیشت و اصل توجه به اولویت هاو …» پرداخته شده است.
جایگاه و گستره ی اعتدال در مصرف
در آموزه های دینی، جایگاه اصل اعتدال در مصرف و شمول و ثبوت آن را به خوبی می توان دریافت؛ در آموزه های دینی، از اصل اعتدال با تعابیری چون «قصد»[28]، «اقتصاد»[29]، «قوام»[30] و «وسط»[31] یاد شده است که هر یک، افراط و تفریط در اقتصاد را نکوهیده است.[32] اما بیشترین کاربرد مفهوم و اصطلاح «اعتدال» را، در واژه ی «قصد» و «اقتصاد» می توان یافت. لذا اعتدال به معنای در پیش گرفتن راه قصد و میانه و به تعبیر دیگر «میانه روی» است.[33]
قرآن کریم در بیانی استوار، بر رعایت میانه روی در هزینه های زندگی و پرهیز از زیاده روی و سخت گیری تأکید فرموده است:
«وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً » [34]: «و کسانی که هر گاه اتفاق کنند، نه اسراف می نمایند و نه سخت گیری بلکه در میان این دو، حد اعتدالی دارند.»
در روایتی نیز چنین آمده که شخصی از حضرت رضا (علیه السلام) در مورد چگونگی تأمین نیازهای خانواده پرسید. امام (علیه السلام) فرمود: بین دو کار ناپسند قرار داری… آیا نمی دانی که خداوند زیاده روی و سخت گیری را ناپسند دانست و فرمود:«وَ الَّذینَ إِذَا أَنْفِقُوا…». [35]
اهمیت اعتدال تا آنجاست که حتی صرف مال در راه خدا و انفاق نیز باید در حد میانه و به دور از افراط و تفریط انجام گیرد:«وَلاتَجْعَلْ يَدَك َمَغْلُولَةً إِلىعُنُقِكَ وَ لاتَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُد َمَلُوماً مَحْسُوراً» [36] «و دستت را به گردنت زنجیر مکن [بخل منما] و بسیار [هم] گشاده دستی مکن تا ملامت شوی و حسرت زده بر جای مانی.»
معیارهای اعتدال در مصرف
یکی از مباحث اساسی در بحث اعتدال آن است که چگونه و با چه معیارهایی حد میانه را باز شناسیم. با در نظر داشتن آیات و روایات مربوط به اعتدال در مصرف، دست کم دو معیار اساسی برای تعیین حد وسط در مصرف وجود دارد:
1. «نیاز» آدمی به امکانات مادی و کالاهای مصرفی، به گونه ای که هر گاه مصرف کالایی از نظر چند و چون، برای برطرف کردن نیازی از نیازمندی های آدمی کافی نباشد، مصداقی از تفریط است و در صورتی که فراتر از حد نیاز باشد، به اسراف و اتراف منجر می گردد که خود گونه ای از افراط و تجاوز از حد میانه خواهد بود. بنابراین مصرف به حد نیاز، به طوری که سلامتی، نشاط و کارآمدی شخص را تأمین نماید، میانه روی خواهد بود. بنابراین مصرف به حد نیاز، به طوری که سلامتی، نشاط و کارآمدی شخص را تأمین نماید، میانه روی خواهد بود.
روشن است که نیازها برخواسته از شأن ـ به مفهوم صحیح آن ـ نیز پذیرفتنی است و خروج از حدّ اعتدال به شمار نمی رود. امام صادق (علیه السلام) درباره ی این معیار می فرمایند:«در [مصرفِ] آنچه برای بدن مفید است، اسرافی نیست، بلکه اسراف در جایی است که مال را تباه سازد و به بدن زیان رساند.» [راوی گوید:] گفتم: سخت گیری چیست؟ فرمود:«خوردن نان و نمک، در حالی که توان مصرف غیر آن را داری.» گفتم: میانه روی چیست؟ فرمود:«[خوردن گهگاهی] نان و گوشت و شیر و سرکه و روغن.»[37]
همچنین روایاتی که زیان های جسمی و روحی به کار نبودن اصل اعتدال را بر شمرده است، تأثیری بر این مطلب به شمار می رود.
2. شرایط زمان. این معیار از دو جهت بر تعیین حد میانه تأثیر دارد:
جهت نخست، شرایط اقتصادی جامعه و وضعیت معیشت مردم.عدالت در توزیع امکانات، اقتضا می کند سهم هر فرد از کالاهای مصرفی، متناسب با امکانات موجود در جامعه تعیین گردد. بنابراین، در جامعه ای ثروتمند و بر خوردار، میانگین مصرف عمومی، بالاتر از جامعه ی فقیر و محروم خواهد بود.
روایاتی چند بر این مطلب دلالت یا اشاره دارد، از جمله سخن امیرالمؤمنان (علیه السلام) می تواند اشاره ای به این نکته داشته باشد:«و لوشئت لاهتدیت الطریق إلی مصفّی هذا العسل و لباب هذا القمح و نسائج هذا القزّ، و لکن هیهات… و لعلّ با الحجاز أو الیمامۀ من لا طمع له فی القرص و لا عهد له بالشبع أو أبیت مبطاناً و حولی بطون غرثی و أبکارٌ حرّی» ؛[38]
«و اگر خواستم، می دانستم چگونه عسل پالوده و مغز گندم و بافته ی ابریشم را به کار برم، لکن هرگز… [چرا که] شاید در حجاز یا یمامه، کسی حسرت گرده ی نانی بَرَد و هرگز شکمی سیر نخورد و من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی باشد از گرسنگی به پشت دوخته، و جگرهایی سوخته.»
این نکته نیز یاد کردنی است که هر چند در شرایط مناسب اقتصادی و در جوامع ثروتمند، سطح زندگی عمومی ارتقا می یابد و حد اعتدال، بالاتر می باشد، معنای این سخن، حد اعتدال در چارچوب محدودیت ها و ارزش های حاکم بر مصرف، در نوسان است به گونه ای است که حد کمینه ی آن به سخت گیری نینجامید و حد بیشینه اش به اسراف و اتراف.
جهت دوم، در تأثیر شرایط زمان بر تعیین حد اعتدال، توجه به آداب و رسوم مشروع جامعه است. هر جامعه ای که بر اساس فرهنگ حاکم بر آن؛ آداب و رسومی در چند و چون مصرف دارد که الزامات اجتماعی، همگان را به رعایت آن وا می دارد و حتی مخالفت با آن، موجب ایجاد نوعی نفرت یا ذلت و خواری در دید عموم می گردد. به خوبی روشن است که هر گاه این آداب و رسوم، مخالفتی با شرع نداشته باشد، رعایت آن لازم خواهد بود. از همین روست که پوشیدن لباس شهرت که به دلیل مخالفتش با آداب و رسوم حاکم، آدمی را انگشت نما می سازد، ممنوع است.[39]
بر این اساس، در رعایت حد اعتدال مصرف، به این مسئله باید توجه شود. چنان که سخن حضرت رضا (علیه السلام) به همین نکته اشاره دارد که فرمود:«دوستداران بی بضاعت من مایلند که من روی نمر نشینم و لباس خشن پوشم، در حالی که [شرایط] زمان، چنین چیزی را بر نمی تابد.»[40]
نیز امام صادق (علیه السلام)، در بیان تفاوت سیره ی خود با سیره ی علی (علیه السلام) در پوشیدن لباس می فرماید:«إنّ علیّ بن أبی طالب (علیه السلام) کان یلبس ذلک فی زمان لا نیکر علیه و لو لیس مثل ذلک الیوم شهر به، فخیر لباس کلّ زمان لباس أهله»؛[41]
«همانا علی بن الی طالب (علیه السلام) آن گونه لباس [خشن] را در زمانی می پوشید که بر او خرده نمی گرفتند، ولی پوشیدن آن در زمان ما موجب شهرت خواهد بود، پس بهترین لباس هر زمانی، لباس مردم همان زمان است.»
آثار مثبت اعتدال در مصرف
پیمودن راه تکامل و دست یابی به هدف نهایی، در گرو رعایت اعتدال در همه ی عرصه های زندگی است،[42] بنابراین، رعایت این اصل برای رسیدن به کمال، ضروری می نماید.
میانه روی در مصرف نیز یکی از مصادیق این اصل است که آثار مثبت فراوانی در پی دارد. برخی از این آثار عبارت است از: [43]
الف) آثار اقتصادی
بر اساس آموزه های دینی و بر پایه ی حکم عقل و تجربه، میانه روی در مصرف، تأثیر بسزایی در ساماندهی امور اقتصادی و کاهش هزینه ها و در نتیجه گیری پیش گیری از فقر و عقب ماندگی فقر و خانواده است. امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
«الإقتصاد نیموا القلیل»؛[44]«میانه روی، [مال] کم را رشد می دهد.»
نیز امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:«ضمتت لمن اقتصد أن لا یفتقر»؛[45]
«تضمین می کنم آن کس که میانه روی کند، فقیر نگردد.»
ب) سبک شدن مخارج زندگی
اگر انسان بدنبال مال زیاد و لذت افراطی باشد باید زیاد تلاش کند و همانطور که برای بدست آوردن آن زیاد تلاش می کند راحتی و آرامش او کم می شود. امام علی (علیه السلام) می فرماید:«در کارها میانه روی در پیش بگیر، زیرا کسی که میانه روی را در پیش گرفت، مخارج زندگی بر او آسان می شود.»[46]
ساعر در همین زمینه می گوید:
دوازده اقتصاد کاندر همه جای یک نیمه ز حاجت توزین راه رواست[47]
میانه روی در مخارج و کارهای زندگی آسان تر از این است که انسان برای بدست آوردن مال زیاد رنج ببرد. همچنین خودداری کردن از به دست آوردن مال زیاد، از به رنج انداختن خود در تحصیل مال برای سلامتی انسان نگهدارنده تر است زیرا بسیاری از رنج ها و بیماری های روحی و در اثر تلاش برای خروج از زندگی میانه و مال زیاد به وجود می آید.[48]
حضرت علی (علیه السلام)فرموده است:«قوام حسن التقدیر و ملاکه حسن التدبیر»؛ [49]
«قوام زندگی به آن است که اندازه ی نگاه داری، و ملاک آن برنامه ریزی درست»
و در حکمت 140 نهج البلاغه:«ما عال امرء و اقتصد»؛ «افسانی که میانه رو باشد درمانده نشود.»
ج) محبوبیت الهی
اعتدال در مصرف، موجب خشنودی خداوند است، چرا که استفاده ی مطلوب از نعمت های او در مسیر رسیدن به هدف نهایی و قرب به حق، تنها در پرتو رعایت این اصل، شدنی است. امام صادق (علیه السلام) در ذیل آیه ی 95 از سوره ی بقره) إِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِین) می فرمایند: خداوند متعال می فرماید:«به راستی خداوند، نیکوکاران را دوست دارد» که منظور، میانه روان است.[50]
از دیگر آثار مثبت اعتدال و میانه روی در مصرف می توان به زندگانی نیکو و آسایش و آرامش در خانواده، جلوگیری از فقر، برداشتن مانع استجابت دعا، جلوگیری از هلاکت، راهیابی، بی نیازی از دیگران، دوری از عذاب الهی، قوامی و قیامت شدن اموال، دوری از عذاب الهی و… اشاره کرد.[51]
راه های دستیابی به اعتدال
برای آنکه بتوانیم زندگی خود را متصف به میانه روی کنیم باید از عواملی کمک بگیریم که بعضی از آن عوامل چنین است:
1ـ شناخت علم دین
از جمله آثار فهم دین این است که انسان عالم به دین، بامدارا و ملاحظه زندگی می کند. برای آنکه انسان بتواند در امور زندگی روی کردن در امور دین نیز، نیاز به شناخت دین و آگاهی از علم دین دارد.
راه میانه همان راه امامان معصوم (علیه السلام) است. اگر کسی سیره ی امامان را یاد بگیرد و در همان مسیر عمل کند در راه میانه قدم برداشته است.
امام علی (علیه السلام) می فرماید:«هر کس به ما چنگ زند به ما ملحق شود و هر کس به جز راه ما گاه بردارد غرق می شود. برای دوستان ما فوج هایی از رحمت خدا و برای دشمنان ما فوج هایی از خشم خداست، راه ما میانه روی و در دستورات و برنامه ی ما رشد و راهیابی است.»[52]
2ـ تقدیر و اندازه گیری
میانه روی در زندگی، تقدیر (اندازه گیری کردن) در هزینه و مصرف اموال را لازم دارد. اندازه گیری در مصرف نقش بسیار زیادی در فراهم شدن معیشت و سرمایه ی زندگی دارد تا جایی که شاید بتوان گفت نیمی از هزینه های زندگی با اندازه گیری در مصرف تأمین خواهد شد. دستیابی به اعتدال در زندگی بدون تقدیر در معیشت زندگی نیست؛ زیرا اندازه گیری نداشتن در امور مالی یا منجر به بخل می شود و یا منجر به اسراف، که هر دو انسان را از میانه روی دور می کند.[53]
به روایت امام صادق (علیه السلام) گروهی به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) شکایت بردند که بزودی گندم خوراکشان تمام می شود. پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود:(به هنگام مصرف)، پیمانه می کنید یا بی پیمانه می ریزید؟ گفتند: ای رسول خدا! بی پیمانه می ریزیم، یعنی بی قاعده و بی حساب، فرمود:«(به هنگام مصرف) پیمانه کنید (و اندازه داشته باشید)، که این کار بر برکت می افزاید.»[54]
3ـ تدبیر
یکی از وظایف دینی «تدبیر» و عاقبت اندیشی در معیشت زندگی است. امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود:«مؤمن در مخارج زندگی خوش فکر و با سلیقه می باشد ولی در درآمد سخت گیر نیست، تدبیر زندگی و توازن خرج و دخل را خوب تنظیم می کن و دوبار از یک سوراخ گزینه نمی شود.»[55]
بدون تدبیر در معاش، میانه روی کار مشکلی است. هر جا تدبیر باشد میانه روی است و بر عکس اگر تدبیر نباشد یا سءِ تدبیر باشد اسراف کاری یا بُخل وجود دارد.
4ـ قناعت
میانه روی با قناعت مرتبط است. اگر انسان قناعت کند می تواند میانه روی را در پیش گیرد اگر زیاده روی کند دچار اسراف خواهد شد. بنابراین «قنوع» از اسباب میانه روی است.
متعلق قناعت نیز «کفاف» است، چون راضی شدن به حد کفاف در حقیقت همان «میانه روی» است؛ لذا می توان گفت به تعبیر دیگر متعلق قناعت، میانه روی و اعتدال است.
قناعت و کفاف (اعتدال) در زندگی از سفارش های اقتصادی اسلام است. در واقع سرچشمه ی زیاده روی در مصرف در برخی ساحت های زندگی، نداشتن روحیه ی قناعت، چشم دوختن به مال دیگران و آرزومندی رسیدن به داشته های دیگران است. بیشتر مردم تلاش می کنند آسایش و راحتی خود را با بدست آوردن مال و تجمل و مصرف گرایی در زندگی فراهم سازند و هر گاه موفق نشوند آن ها را بدست آورند، نگران می شوند و خود را بدبخت می دانند. این در حالی است که امور یاد شده نه تنها موجب آسایش و آرامش است. در مقابل، قناعت و بی توجهی به امور مادی موجب آسایش و راحتی جسم و روح انسان است.[56]
امیرالمؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید:
«هیچ گنجی، بی نیاز کننده تر از قناعت و هیچ مالی در فقر زدایی، از بین برنده تر از رضایت دادن به روزی نیست و کسی که به اندازه ی کفاف از دنیا بهره مند باشد، به آسایش دست می یابد و آسوده خاطر می شود، در حالی که دنیاپرستی، کلید دشواری و مرکب رنج و گرفتاری است.»[57]
5ـ راضی بودن به رضای خداوند
رضایت بالاتر و ارزشمندتر از قناعت است، به عبارت دیگر ممکن است کسی که در مصارف، قناعت می کند در دلش ناراضی باشد ولی کسی که راضی به رضای الهی است قلباً خشنود است و از نظر روحی کمبود و حقارت احساس نمی کند و خانواده ای که به رضای خدا راضی باشد آرامش حقیقی در آن خانه حاکم می شود.
6ـ تفکر در عاقبت دنیاپرستان
خانواده هایی که تعلق خاطر افراطی به دنیا دارند و برای زرق و برق آن خود را به زحمت فراوان می اندازند، شایسته است در وضع دنیاپرستان بیندیشند و عبرت بگیرند.
قرآن مجید در آیات متعدد این موضوع را مصرح نموده و انسان ها را از پیامدهای منفی آن برحذر داشته است. به عنوان نمونه داستان قارون در سوره ی قصص زینت گرایی و دنیاپرستی قارون را مثال می زند تا انسان ها را بیدار سازد.
اینک سزاوار نیست خانواده ها زندگی خود را بر محور تعلقات افراطی و دنیا طلبی قرار دهند. خانواده ای که خداوند در قرآن آن را «آیه ی» خود معرفی می کند و تشکیل آن را به عنوان یک اقدام بسیار خوب می داند، شایسته نیست با دنیاپرستی که دام ابلیس است تضعیف و تخریب شود. مطابق قرآن در گذشته برخی اقوام و خانواده ها در اثر نافرمانی کاری کرده اند که حتی فرزندانشان نیز، وسیله ی عذاب دنیای آن ها شده اند.
همچنین اگر خانواده ای عملاً و به قصد کسب معنویت خود را از لذایذ دنیوی محروم سازد، طبق دستورات الهی عمل نکرده است، بلکه باید با رعایت اعتدال و انصاف از دنیا بهره بگیرد.[58]
عوامل خروج از حدّ اعتدال
عواملی وجود دارد که سبب خارج شدن از حد اعتدال می شوند از جمله:
الف) تدبیر نادرست در اقتصاد خانواده
بدون تردیدی ریشه ی بسیاری از مشکلات و تنگناهای اقتصادی خانواده ها، تدبیر نادرست است؛ زن یا مرد و یا هر دو در صورت تدبیر نادرست گرفتار اسراف، تبذیر و اتراف می شوند و بخش قابل توجهی از درآمد خانواده را هدر می دهند. در مقابل تدبیر نیکو، باعث رونق معیشت خانواده می شود. برنامه ریزی اقتصاد خانواده می تواند وضع متعادل اقتصادی به وجود آورد.
ب) خودنمایی و فخر فروشی
در فرهنگ نیز مصرف؛ هم ارزش مادی دارد و هم ارزش نمادین؛ بدین معنا که مصرف، وسیله ای می گردد برای ابزار وجود و به دست آوردن هویت اجتماعی، از این رو، نه تنها ارزش نمادین می یابد بلکه در برابر مصرف به معنای تأمین کننده ی نیازهای زیستی انسان قرار می گیرد و او اولویت می یابد.[59] در نتیجه تلاش می کنند با خرید و مصرف کالاهای لوکس و تجملاتی مدپرستی و ریخت و پاش، به پندار خود پایگاه اجتماعی و آبروی فرون تری به دست آرند و در حقیقت به خودنمایی و فخر فروشی می پردازند. در مجموع می توان پیامدهای منفی زیر را برای خونمایی و فخر فروشی بر شمرد:
1ـ فرسایش تدریجی روح و روان اعضای خانواده
2ـ زیاد شدن نیازهای کاذب و احساس عطش دائمی نسبت به خانواده های مشابه
3ـ باقی نماندن فرصت و امکان برای پرداختن به مسائل اساسی تر زندگی
4ـ القا و انتقال روحیه ی مصرف گرایی و توقعات جا به فرزندان
5ـ رواج انواع رفتارهای نامطلوب در خانواده و کم ارزش شدن اعضای آن نزد خردمندان جامعه
6ـ تضعیف معنویت و دور شدن از رحمت الهی.[60]
ج) چشم و هم چشمی
«احساس حقارت» و «تکبر» دو صفت اولیه ای است که انسان را به وضع بسیار بدی سوق می دهد؛ آنانی که خود را حقیر می بینند و غنای نفس ندارند، با ظواهر مادی و زرق و برق زندگی خود را مطرح می کنند تا به گمان خود نشان دهند که حقیر نیستند.
«تکبر» نیز «با احساس حقارت» رابطۀ نزدیکی دارد؛ خود بزرگ بینی از «خودِ کوچک واقعی» ناشی می شود. بر این اساس چشم و هم چشمی یکی از جلوه های رفتاری این دو صفت زشت است.
خانواده ای که به این رفتار نادرست گرفتار است، آرام و قرار ندارند و بیشتر وقت و انرژی خود را صرف این می کند تا بفهمد دیگران چه دارند و آن ها نسبت به دیگران در چه موقعیتی قرار دارند. این گونه زندگی جز غم و اندوه فراوان، نتیجه ی دیگری ندارد و مرتب عدم رضایت از زندگی و عدم آرامش در زندگی را ایجاد می کند.
با توجه به کلام معصوم (علیهم السلام) چشم و هم چشمی انسان را به چهار بیماری روحی گرفتار می کند:
1ـ حزن و غم طولانی
2ـ خشم و غضب نسبت به افراد دارای اموال
3ـ کوچک شمردن نعمت های الهی
4ـ کم ارزش شمردن شکرگزاری[61]
عدم میانه روی در مصرف، تأثیر منفی فراوان بر زندگی انسان به جای می گذارد. اگر این معضل، سایه ی شوم خود را بر سر خانواده بگستراند، مشکلات، سختی های فراوانی برای اعضای خانواده به وجود می آورد. این مشکلات به دلایل مختلفی در هر خانواده ای ممکن است اتفاق بیفتد، اما با تغییر جهت زندگی آدمی از بین می رود و یا کاهش پیدا می کند؛ یعنی آنچه که به دست انسان شکل می گیرد به دست انسان نیز قابل تغییر است. بر این اساس می توان با اقدامات و راهکارهای صحیح و عقلانی با آن ها مبارزه کرد و آن ها را از بین برد.
فصل چهارم:
راهکارهای تقویت مصرف صحیح
راهکارهایی را برای تقویت مصرف صحیح در خانواده برای دستیابی به الگوی مصرف وجود دارد در نگاه اول می توان این راهکارها را به دو بخش اخلاقی و اقتصادی تقسیم کرد:
1ـ راهکارهای اخلاقی
با شناختن تعریف اسراف، تبذیر، بخل و… و آشنایی با انواع اسراف وعوامل اسراف و عوارض و راهکارهای مبارزه با آن به راحتی می توان الگوی اخلاقی متناسبی برای افراد خانواده از جنبه های فردی و اجتماعی مشخص کرد. علاوه بر این، مبارزه با رذائل اخلاقی مثل حرص و تکبر و حسد و دروغ و غیبت و… می تواند یک الگوی اخلاقی مناسب در خانواده ایجاد کند.
2ـ راهکارهای اقتصادی
در بخش اقتصادی راهکارهای علمی و عملی فراوانی برای تنظیم الگوی اقتصادی خانواده وجود دارد که بعضاً در کتب اقتصادی ذکر شده که ما به تعدادی از آن ها اشاره می کنیم:[62]
1ـ پرهیز از مصرف گرایی به عنوان هدف اصلی زندگی
متأسفانه در دنیای امروز، پیشرفت روز افزون علم و تکنولوژی سبب فاصله گرفتن ما از معنویات شده و تمام قوا و نیروی خود را متمرکز در میزان و کیفیّت مصرف آن ها مشخص می شود و هر چه این مصرف پر زرق و برق تر باشد شخصیت ساختگی و البته کاذب انسان ها هم بالاتر رفته و افراد برای رسیدن به جایگاه اجتماعی بالاتر دچار چشم و هم چشمی و حسادت می شوند، و راه حل همه ی این مشکل ها در کیفیت و کمیّت مصرف جست و جو می شود و این عامل هزینه های گزافی را به خانواده ها تحمیل می کند که بعضاً حاضرند خود را در قرض و بدهکاری های مختلف بیندازند، اما هر سال مبلمان منزل یا ماشین و… را تغییر بدهند. ریشه ی همه ی این مشکلات اقتصاد ی و دور شدن از الگوی اسلامی و اقتصادی برای خانواده ها این است که مصرف به عنوان هدف اصلی انسان ها همه ی قوای فکری و جسمی را به خود معطوف کرده و در این میان، دیگر جایی برای الگوی اقتصادی مناسب و رعایت میانه روی و قناعت وجود ندارد.
2ـ طبقه بندی هزینه ها
بدیهی است که برای هر فرد خانواده اولویت هایی در چگونگی مصرف و هزینه کردن وجود دارد، یکی از راهکارهای پیشنهادی برای دسته بندی کردن هزینه ها این است که آن ها را به سه دسته ی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تقسیم کرد مثلاً هزینه هایی که برای خوراک و رفت و آمد پرداخت می شوند جزءِ کوتاه مدت و هزینه هایی همچون اجاره خانه و ماشین،…. جزءِ هزینه های بلند مدت هستند که برای هر کدام باید برنامه ریزی جداگانه ای انجام داد تا پرداخت همه ی آن ها ممکن شود. و یا دسته بندی دیگری تحت عنوان هزینه های ضروری و غیر ضروری یا معمولی و فوق العاده می تواند به کیفیت تنظیم اقتصاد خانواده کمک کند مثلاً هزینه هایی مثل خوراک، پوشاک، درمان و مسکن همه جزءِ هزینه های ضروری هر زندگی هستند که باید در درجه ی اول سهمی برای آن ها مشخص کرد اما هزینه های دیگری هستند که ضروری نبوده و نبود آن ها هم خللی جدی به زندگی وارد نمی کند مثل هزینه های تجمّلاتی و تفنّنی و… ، در این میان هم می توان جایی به هزینه های فوق العاده و غیر قابل پیش بینی مثل حوادث طبیعی، تصادف، فوت و… در نظر گرفت تا در موقع لزوم اقتصاد خانواده دچار تزلزل نشود.
3ـ مدیریت آگاهانه ی هزینه ها
مدیریت هزینه ها، مهم ترین مسأله ی قابل توجه در بحث پیدایش الگوی مصرف مناسب در خانواده و حتی جامعه است. مدیریت اقتصادی اگر درست و صحیح انجام گیرد می تواند خانواده ای با درآمد کم را در سطح متوسط جامعه، آبرومند نگه دارد و بر عکس مدیریت ناصحیح و حساب نشده ی هزینه ها، می تواند خانواده ای حتی با درآمد بالا را در ورطه ی سقوط اقتصادی قرار داده و دچار فقر و تنگ دستی کند.
عوامل شناخت و پیدایش مدیریت صحیح
عواملی که در پیدایش و شناخت مدیریت صحیح وجود دارند عبارتند از:
الف) اولویت دادن به نیازهای خانواده در مقابل نیازهای شخصی
فردی که مدیریت اقتصادی خانواده را به دست می گیرد باید همواره نیازها ومصارف خانواده را در مرحله ی نخست در نظر بگیرد و نیازهای شخصی او در درجه ی دوم اهمیت قرار داشته باشد مثلاً در جایی که خانواده به جهت مریضی یا پیری همه احتیاج به ماشین لباس شویی دارد، تعویض مداوم گوشی های موبایل به خاطر امکانات بیشتر و بهتر، نوعی اسراف و ظلم به خانواده است و مخالف مدیریت آگاهانه ی اقتصادی خانواده است که به مرور زمان خانواده را دچار مشکل مالی و اقتصادی می کند.
ب) توجه به پس انداز کردن
مسأله ی پس انداز کردن برای روز مبادا، ضرورتی است که در کیفیت مدیریت اقتصادی خانواده تأثیر بسزایی دارد و یک مدیر کارآمد باید همواره مبلغی را برای هزینه های ضروری و پیش بینی نشده اندوخته کرده باشد. این مدیریت همراه با صرفه جویی، در همه ی ابعاد زندگی وجود دارد که سبب افزایش موجودی و پس انداز در خانواده می شود.
ج) کنترل احساسات و هزینه کردن عاقلانه
در موارد زیادی از زندگی انسان، احساسات حرفی مخالف عقل می زند که این مسأله بسته به اهمیّت فعل مورد نظر می تواند صدمات جبران ناپذیری را به پیکره ی خانواده وارد کند، گوش دادن به احساسات گاهی در مواردی مثل بستنی خوردن در زمستان است که یک نوع ضرر جسمی وارد می کند و گاهی در موارد بزرگ اقتصادی است که ضررهای جبران ناپذیری به زندگی وارد می کند. و أخذ چنین تصمیمات احساسی گاه بنیاد خانواده را از ریشه ویران می کند. موارد بسیار زیادی هستند که احساسات برای ما تصمیم می گیرد که کجا و چقدر هزینه کنیم که با وجود چنین مشکلی نمی توانیم به الگوی اقتصادی مناسبی برای خانواده دست یابیم.
د) یادداشت درآمدها و هزینه ها
این مسأله کمک زیادی در کیفیت مدیریت اقتصادی خانواده می کند و بر اینکه وسیله ای برای یادآوری خود انسان است سبب می شود که انسان با مرور مجدّد هزینه ها، آنچه که زائد بر نیاز و غیر ضروری است را از لیست هزینه های روزهای آینده حذف کند.
م) مشارکت همه در مدیریت
آنچه تاکنون در بین جوامع رواج داشته است این است که مدیریت اقتصادی خانواده، با نان آور خانواده است و این شیوه تاکنون هم جواب داده است زیرا وقتی انسان با زحمت و سختی درآمدی کسب می کند در خرج کردن و مصرف آن، نهایت ملاحظه را می کند و این فرق می کند تا اینکه پول بدون زحمتی بدست انسان برسد و طبیعتاً انسان در هزینه کردن آن هم ملاحظه ی چندانی نمی کند. اما این امر نباید سبب شود که دیگر اعضای خانواده خود را از مدیریت اقتصادی خانواده عقب بکشند و یا نان آور خانواده و به اصطلاح مدیر اقتصادی خانوار این اجازه را به آن ها ندهد.
افراد خانواده نقش بسزایی در کاهش بار مالی خانواده و توازن و توسعه ی اقتصادی و شکوفایی آن درخانواده دارند. وقتی این احساس به خود افراد خانواده هم انتقال یابد و خود را در برابر بعد اقتصادی خانواده مسئول بدانند طبیعتاً سعی در صرفه جویی و عدم تحمل هزینه های اضافی به خانواده می کنند که البته این امر مهم نیاز به فرهنگ سازی درون خانواده دارد که همه ی افراد به این یقین برسند که هر چه به نوبه ی خود در امور اقتصادی صرفه جویی کنند، خود افراد خانواده هستند که از این صرفه جویی از محله ی اول سود می برند.
ن) کنترل هزینه ی مراسم و دید و بازدیدها
یکی از هزینه های ضروری و لاجرم در زندگی، مسأله ی دید و بازدیدها و مراسم جشن ها و عزاداری هاست که اگر این مراسم بر طبق آموزه های دین و اخلاقی برگزار نشود، می تواند به میدان رقابت ناسالمی برای به رخ کشیدن ثروت و سطح زندگی شود.
وسیله ای برای وقت گذارانی به بدترین شکل ممکن است که جزءِ بدآموزی و نامتعادل کردن کردن اقتصاد خانواده و ایجاد حسادت و کینه و دشمنی چیزی به همراه ندارد.
یکی از مسئولیت های مهم مدیر اقتصادی در خانواده کنترل این مراسم از نضر کیفیت و کمیت است اما با توجه به میزان سطح درآمد و جایگاه اجتماعی خانواده و… عواملی دیگر، کیفیت و کمیت این هزینه ها را مشخص می کند که این مورد هم تأثیر مهم و بسزایی در اصلاح الگوی اقتصادی خانواده به وجود خواهد آورد.
ه) استفاده بهینه از اوقات فراغت
یکی از مهم ترین وظایف مدیر اقتصادی یک خانواده این است که، برنامه ریزی صحیحی در استفاده ی از اوقات فراغت داشته باشد تا بتواند نوعی الگوی اخلاقی اقتصادی کامل برای دیگران ایجاد کند.
با نگاهی به زندگی گذشتگان و پیشینیان می بینیم که در زندگی آن ها استفاده ی بجا از اوقات فراغت، همه ی اعضای خانواده را به تولید کننده ی کوچک اقتصادی تبدیل می کرده است. بافتن فرش، کمک به پدر خانواده در کشاورزی و به طور کلی کمک به شغلی که نان آور خانواده داشته در ایام فراغت و… مواردی هستند که موجب کم شدن هزینه های زندگی و کمک به وضعیت اقتصادی خانواده می شده است. لذا این وظیفه ی مدیر اقتصادی خانواده است که ابتدا با فرهنگ سازی این موضوع و سپس برنامه ریزی مناسب برای اوقات فراغت اعضای خانواده از نیروی آن ها جهت اصلاح الگوی اقتصادی خانواده کمک گرفته و استفاده کند.
و) تربیت صحیح فرزندان
مسأله ی مهمی که همه ی خانواده ها با راحتی آن را دریافته و متوجه آن شده اند، اختلافی است که فرزندان و نسل امروزی با نسل های گذشته داشته اند، که به طرز کاملاً محسوسی می توان این اختلاف رفتار را در فرزندان امروز نسبت به فرزندان دیروز مشاهده کرد. در گذشته فرزندان توقعات بسیار کمی از پدر و مادر و جامعه داشتند و از کودکی با حس مسئولیت پذیری بزرگ می شدند و خیلی زود وارد عرصه ی نان آوری خانواده شده و دختران به مادران و پسران به پدران کمک می کردند، مثلاً یک لباس را ممکن بود چند فرزند خانواده برای سالیان مختلف استفاده کنند که این امر علاوه بر کمک به اقتصاد خانواده، استفاده کردن مناسب و خوب نگهداری کردن از لباس را نیز به فرزندان یاد می داد. پسر و دختر توقعات کمی در مسأله ی ازدواج و مسکن داشتند و با ساده ترین امکانات به صورت مشترک استفاده می کردند.
اما به مرور زمان با پیشرفت وسایل ارتباط جمعی مثل رادیو و تلویزیون و ورود فرهنگ و تمدن بیگانه به عرصه ی فرهنگی ایرانیان، سطح توقع فرزندان به تدریج بالا و بالاتر رفت تا جایی که امروزه داشتن اتاق شخصی و لوازم فردی و ماشین و… جزءِ خواسته های اولیه فرزندان است که یقیناً با وضع اقتصادی متوسط و احیاناً فقیر، برآوردن چنین توقعاتی، فشار مضاعف و دو چندانی بر مدیر خانواده وارد می کند.
اما مسأله اینجاست که با وجود همه ی موارد یاد شده و ازدیاد روز افزون توقعات فرزندان ، این امر رابطه ی مستقیمی با نوع تربیت آن ها توسط پدر و مادر دارد و شاهد آن هم اینکه هنوز هم خانواده هایی یافت می شوند که فرزندان آن ها از نظر مسئولیت پذیری و رو به رو شدن با مشکلات و کمک اقتصادی به خانواده و کم توقع بودن، مثل نسل های گذشته اند، که برای چگونگی تربیت فرزندان باید پدر و مادر اهتمام جدی در این امر کرده و با مراجعه به کتب روانشناسی و مشاوره ایی که در این زمینه وجود دارد اطلاعات علمی خود را بالا برده و آن ها را در طرز تربیت فرزندان خود بکار گیرند. مثلاً برای نمونه یکی از واضع ترین نوع تربیت ناصحیح فرزندان این است که پدر و مادر به جهت علاقه ای که به فرزند خود دارد از ابتدای کودکی همه ی خواسته های او را بدون چون و چرا برآورده می کنند و متوجه این امر نیستند که امروز این کودک با یک مشکلات یا اسباب بازی آرام می شود اما هر چه بزرگتر می شود خواسته های او هم بزرگتر شده تا جایی که دیگر والدین قادر به برآورده کردن خواسته های او نیستند، از طرفی این فرزند هم عادت به شنیدن «نه» نداشته و مدت مثلاً بیست سال هر چه خواسته برایش فراهم کرده اند، لذا این مسأله که با غرور جوانی هم همراه می شود باعث می شود که فرزند به هیچ وجه سخن والدین را بر نمی تابد و به هر وجه ممکن باید به خواسته اش برسد، که ادامه ی این روند ممکن است به افسردگی فرزندان و یا رفتن به سمت افرادی و اعمال خلاف منتهی شود این یک نمونه از تربیت نادرست فرزند است که در نهایت بنیاد خانواده و همین طور شخصیت فرزند را به ویرانی می کشاند که با آسیب شناسی این قضیه متوجه می شویم که مقصر اصلی این قضیه پدر و مادر هستند و آن ها بدون اینکه خود بخواهند بخاطر علاقه ی زیاد فرزند موجب گمراهی و تباه شدن زندگی او می شوند و ما اینجا در مقام بیان راهکارهای اینگونه مسائل نیستیم و چگونگی جلوگیری از بروز این اختلافات رفتاری را به روانشناسان کتبی که در این زمینه تألیف شده اند ارجاع می دهیم.
اما فقط به عنوان یکی از وظایف مهم مدیر اقتصادی خانواده از این عامل نام می بریم که هم می توان فوائد اخلاقی و هم اقتصادی داشته باشد، لذا مدیر خانواده باید منتهای تلاش خود را در تربیت صحیح فرزندان انجام دهد.
متأسفانه تهاجم فرهنگی غرب تأثیر زیادی روی نحوه ی زندگی ما ایرانیان گذاشته است اینکه در برخی کشورهای جهان مثل ژاپن و حتی برخی کشورهای عربی عمر مفید یک ماشین بیش از 5 سال نیست و بعد از گذشت 5سال ماشین را با مدل جدید تعویض می کنند، یا اینکه در فیلم هایشان با کفش روی فرش راه می روند و… سبب شده که این استفاده ناصحیح از کالاها به ما هم سرایت کند که در دراز مدت صدمات اقتصادی زیادی به بدنه ی خانواده وارد خواهد کرد.
تقویت مصرف صحیح، مسئله ای نیست که در کوتاه مدت بتوان به آن دست یافت بلکه اکثر مواردی که در این فصل به عنوان راهکارهای اصلاح الگوی مصرف در خانواده عنوان شد ریشه ای و ساختاری بوده که باید با هزینه کردن و سیاست گذاری به مرور به آن ها دست یافت و این ها حاصل نمی شود مگر در بلند مدت، مثلاً تربیت فرزندان، پرهیز از مصرف گرایی و… همه از مواردی هستند که ممکن است سالیان متمادی طول بکشد تا نتیجه بخش شود. لذا برای رسیدن به این مهم باید وقت و هزینه ی کافی را متحمل شد. نکته دیگری که باید به آن اشاره کنیم این است که اصلاح الگوی مصرف در سطح خانواده میسّر نیست مگر بعد از اصلاح آن در زندگی شخصی افراد، پس اولین قدم اصلاح الگو در زندگی انفرادی افراد است که ناخود آگاه به خانواده هم سرایت خواهد کرد.
نتایج
با توجه به مباحث طرح شده، نتیجه ای که از نوشتار بدست می آید به شرح زیر است:
1- احکام و آموزه های دینی، تأثیر ملموس و انکار ناپذیر بر رفتار فردی و اجتماعی مردم در امور گوناگون از جمله مقدار و چگونگی مصرف دارد. و پاره ای از اسراف و زیاده روی ها در امر مصرف، ناشی از عدم تبیین یا تبیین ناکافی بلکه تفسیر نادرست برخی از آموزه های دینی می باشد.
2- بر اساس آموزه های دینی، چگونگی گذران زندگی انسان، از نحوۀ دخل و خرج او، تأثیر حتمی بر چگونگی حیات جاودان او در سرای آخرت دارد.
3- مصرف صحیح زمینه ای برای دستیابی به کمال الهی و در چرخه ی اقتصادی، پایان خط تولید و عرضه است. با توجه به اینکه مصرف باید در خدمت انسان و مسیری برای رشد و تعالی معنوی وی باشد، چگونگی مصرف، بسیار تأثیر گذار است.
4- برخی از عالمان، سخن از کراهت اسراف به میان آورده اند ولی با توجه به آیات و روایات فراوان با مدلول روشن، نباید در حرام بودن آن تردیدی روا داشت.
5- از جمله دانش ها و مهارت های زندگی، رعایت اعتدال، رفق و مدارا در برنامه های اقتصادی خانواده؛ زیرا برقراری تعادل در مصرف، آثار مثبتی دارد که آرامش و آسایش خانواده را حفظ می کند و آنان را گرفتار شرایط دشوار زندگی نمی کند. پیروی از الگوی صحیح مصرف، در ایجاد صمیمیت و محبت در خانه اثرات فراوانی دارد. خانواده هایی که در این باره با توافق به پیش می روند، می توانند سال های متمادی در کنار هم، از زندگی توأمبا آرامش و آسایش برخوردار باشند.
6- خانواده ی مسلمان، با توجه به اصول و معیارهای مصرف صحیح و با مقایسه ی الگوی مصرف خود با این معیارها، باید زمینه های غفلت از الگوی درست را بازشناسی و اصلاح کند تا با ایجاد رفاه نسبی، چشم انداز آرمانی اسلام بدست آید.
منابع
· قرآن کریم.
· نهج البلاغه، ترجمه و شرح سید علی نقی فیض الإسلام.
1. اخوی، احمد، اقتصاد کلان، تهران، چاپ و نشر بازرگانی، 1380.
2. احاقی، سید حسین، بایدها و نبایدهای مصرف، قم، دفتر عقل، 1388.
3. الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی، تهران، انتشارات چاپخش، 1374.
4. آمدی، عبدالواحد بن محمد تمیمی، غررالحکم و در اللکم، ج1، 3 و 5، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیه قم، 1366.
5. ایروانی، جواد، الگوی مصرف در آموزه های دینی، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، 1388.
6. پسندیده، عباس، کانون مهرورزی، ج2، مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری، 1390.
7. حسینی، سید رضا، الگوی تخصیص درآمد و نظریه ی رفتار مصرف کننده ی مسلمان، تهران، مرکز نشر پژهشگاه فرهنگ و اندیشه ی اسلامس.
8. حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل شیعه، تصحیح و تحقیق عبدالرحیم ربّانی شیرازی، ج1، 3، 12و 13، تهران، المکتبۀ الإسلامیه، 1043..
9. حکیمی، محمد رضا و دیگران، الحیاۀ، ج3، تهران، مکتب نش الثقافۀ الإسلامیه، 1386.
10. خلیلیان اشکذری، محمد جمال، شاخص های توسعه ی اقتصادی از دیدگاه اسلام، قم، مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمته الله)، 1390.
11. خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، ج2، ــــــــ ، ـــــــــ .
12. خواجه، محمد حسین، اقتصاد و میانه روی در قرآن، کرمان، انتشارات خدمات فرهنگی کرمان، 1391.
13. دیباجی، سیّد احمد، فرهنگ تولید ومصرف در اسلام، قم، نشراکرم، 1389.
14. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صفوان بن عدنان داوودی، دمشق، دارالتعلم و بیروت، الدارالشامیه، 1416.
15. رحیمی یگانه، زهرا، خانواده موفق، اصفهان، حدیث راه عشق، 1389.
16. شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الحضال، ج2، قم، جامعه ی مدرسین حوزه ی علیمه قم، 1403.
17. صدوق، ابی جعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، من لایحضرهُ الفقیه، قم، جامعه مدرسین حوزه ی علمیه ی قم، 1413.
18. عمید، حسن، فرهنگ فارسی، ج1و2، تهران، انتشارات امیر کبیر، 1386.
19. کلانتری، علی اکبر، اسلام و الگوی مصرف، قم، مؤسسه ی بوستان کتاب، 1388.
20. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج2، 3، 4، 5و6، تهران، دارالکتاب الإسلامیه، 1365.
21. کوفی، تفسیر فرات، فرات بن ابراهیم، ج1، مؤسسه چاپ و نشر، 1410.
22. گل محمدی، احمد، جهانی شدن، فرهنگ، هویت، تهران، نشدنی، 1381.
23. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الأطهار، ج66، 74و76، بیروت، مؤسسه الوفاءِ، 1403.
24. مریدی، سیاوش و علی رضا نوروزی، فرهنگ اقتصادی، تهران، مؤسسه کتاب پیشبرد و انتشارات نگاه، 1373.
25. مطهری، مرتضی، انسان کامل، تهران، صدرا، 1373.
26. موسویان، سید عباس، کلیات نظام اقتصادی اسلام، قم، دارالنقلین، 1379.
27. میرمغری، حسین، نظام اقتصادی اسلام (اهداف و انگیزه ها)، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1378.
28. ــــــــــــــــ ، سایت تبیان، نورمگز، گوگل ــ. .
[1]. سوره اعراف، آیه 7.
[2] . سوره لقمان، آیه 19.
[3] . کلانتری، دکتر علی اکبر، اسلام و الگوی مصرف، مصرف، ص21.
[4] . همان، مصرف، ص26.
[5]. سوره فرقان، بخشی از آیه 20.
[6]. سوره بقره آیه 168، انعام آیة45، مائده آیات 4و5.
[7]. سوره اعراف، بخشی از آیه ی32.
[8] . ایروانی، جواد، الگوی مصرف در آموزه های اسلامی، ص13.
[9]. سیاوش مریدی و علی رضا نوروزی، فرهنگ اقتصادی، ص680.
[10]. سوره مائده، بخشی از آیه88.
[11]. سوره مؤمنون، بخشی از آیه ی51.
[12]. سوره بقره، بخشی از آیه ی172.
[13]. سوره انعام، آیه ی 141.
[14]. حرّ عاملی ، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، ج1، ص34.
[15]. ایروانی، جواد، همان کتاب، ص14.
[16] ایروانی، جواد، همان کتاب، ص16.
[17]. برای نمونه: سوره بقره آیه 173، مائده آیات 3و90، انعام آیات 141 و 145، نحل آیه 115.
[18] . سوره اعراف آیه 157.
[19] . سوره انعام آیه 145.
[20] . سوره مائده آیات 90و91.
[21] . رجایی، محمد کاظم، معجم موضوعی آیات اقتصادی قرآن، ص 330-334.
[22] . سوره بقره آیه 188، نساء آیه 29.
[23] . سوره بقره آیه 187.
[24] . سوره مائده آیه 96.
[25]. موسویان، سید عباس، کلیات نظام اقتصادی اسلام، ص101.
[26]. وسایل شیعه، ج13، ص77.
[27]. کلینی، محمد، فروع کافی، چ3، ص442.
[28]. الفقه، منسوب به امام رضا (علیه السلام)، ص254.
[29]. هنری، متقی، کنزالعمال، ج3، ص53.
[30]. سوره فرقان، آیه ی67.
[31]. الفروع من الکافی، ج6، ص540.
[32]. ایروانی، جواد، همان کتاب، ص35.
[33]. خواجه، محمد حسین، اقتصاد و میانه روی در قرآن،ص17.
[34]. سوره فرقان، آیه ی67.
[35]. محمد بن علی بن قمی (شیخ صدوق)، الحضال، صص 54 و 55.
[36]. سوره اسراء، آیه ی 29.
[37]. کلینی، محمد بن یعقوب، الفروع من الکافی، ج4، ص53.
[38]. نهج البلاغه، نامه 45.
[39]. الفروع من الکافی، ج6، ص444.
[40]. بحارالانوار، ج76، ص309.
[41]. الأصول من الکافی، ج1، ص411.
[42]. مطهری، مرتضی، انسان کامل، صص41ـ 60.
[43] . ایروانی، جواد، همان کتاب، ص40.
[44]. غررالحکم و در راللکم، ص253.
[45]. الفروع من الکافی، ج4، ص53.
[46]. بحارالانوار، ج66، ص379.
[47]. بید هندی، باقر، گنج حکمت یا احادیث منظوم، ص321.
[48]. خواجه، محمد حسین، همان کتاب، ص223.
[49]. کافی، ج4، ص55.
[50]. همان، ص53.
[51]. محمد حسین خواجه، همان کتاب، ص222ـ 237.
[52]. الحضال، ج2، ص627؛ کوفی، تفسیر فرات، ص366.
[53]. محمد حسین خواجه، همان کتاب، ص189ـ 194.
[54]. تهذیب الأحکام، ج7، ص153.
[55]. کافی، ج2، ص241.
[56]. اسحاقی، سید حسین، همان کتاب، ص33.
[57]. نهج البلاغه، حکمت371.
[58]. پسندیده، عباس، همان کتاب، ص133.
[59]. گل محمدی، احمد، همان کتاب، ص106.
[60]. زهرا رحیمی یگانه، خانواده ی موفق، ص131ـ 132.
[61]. همان، ص132.
[62]. برخی عناوین این قسمت برگرفته از کتاب «الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی» ص202ـ 157 است.
نظر از:

خیلی خوب
نظر از:

از فهرست منابع شما استفاده کردم تشکر
فرم در حال بارگذاری ...
آخرین نظرات